|
لیلا بنگران كارل پوپر، فيلسوف اتريشیتبار مقيم انگليس، منطق موقعيت يا تحليل موقعيت را به منزله يك ابزار روششناسانه براي علوم اجتماعي و انساني معرفي كرده است. برای آشناتر شدن با این رهیافت ابتدا به بیان کلی دیدگاهای او میپردازیم. پوپر با بیان مسایل متفاوتی درباره علم و جهل و با اشاره به اینکه هر علم یا معرفتی سرآغازی دارد معتقد است که در علوم اجتماعی نقطه آغاز همواره یک مساله است و مشاهده تنها برای آشکار ساختن مساله کارساز است. هر مساله از نوعی معرفت برمیخیزد؛ بنابراین مسبوق به معرفت است و مقصود از معرفت ، معرفت مسالهآفرین یا متکی به حدس و گمانهزنی و نظریهپردازی است. همچنین به باور پوپر روش علوم، خواه اجتماعی و خواه طبیعی، آزمودن راهحلهای آزمایشی و موقت برخی مسایل است؛ زیرا راه حل علمی باید نقدپذیر باشد. بنابراین، کشمکش میان معرفت و جهل، ما را به مسایل و راهحلهای موقت میرساند و آنچه موضوع علمی خوانده میشود تنها آمیزهایست از مسایل و راهحلهای موقت که به نحو اعتباری تمایز یافتهاند. از این رو میتوان گفت که علم با مساله آغاز میشود و به مساله ختم میشود. پوپر روش پیشنهادی خود را چنین نمایش میدهد: مساله -----> نظریهها -----> نقادی -----> مسالهی جدید او همچنین معتقد است که علوم اجتماعی نیز مانند سایر علوم رهیافتی عینی دارند؛ زیرا آنچه را که میتوان عینیت علمی خواند فقط بر سنت نقدی مبتنی است؛ یعنی عینیت علم به فردفرد دانشمندان متکی نیست، بلکه بیشتر محصول اجتماعی نقد متقابل ایشان و همکاری و رقابتشان است. از طرفی، نمیتوان گفت که به طور یقین و قطعی دانشمند علوم اجتماعی باید فارغ از ارزش باشد؛ زیرا این خود یک ارزش است و در واقع حذف ارزشهای غیر علمی از فعالیت علمی در عمل ناممکن است. در نتیجه روش علم عبارت است از: انتخاب مسایل جالب توجه و نیز نقد مستمر راهحلهای موقت و عجالی آن مسایل. پوپر همچنین اشاره میکند که منطق قیاسی خود ابزار نقد است. در منطق قیاسی اگر مقدمات یک استنتاج معتبر صادق باشد، نتیجهی آن نیز بالضروره صادق است و اگر نتیجه کاذب باشد بنابراین امکان ندارد همه مقدمات صادق باشند، در نتیجه منطق قیاسی هم نظریهی انتقال صدق از مقدمات به نتیجه است و هم نظریهی انتقال کذب از نتیجه به دست کم یکی از مقدمات. به این ترتیب منطق قیاسی به نظریهی نقد عقلانی تبدیل میشود. از طرفی ما در علوم با نظریهها کار میکنیم؛ یعنی با نظامهای قیاسی. بنابراین نظریه هم کوششی برای تبیین است و هم به مدد نتایجاش مورد نقد عقلانی قرار میگیرد. پوپر به طور ویژه به روش در علوم اجتماعی میپردازد و معتقد است که در علوم اجتماعی روشی کاملا عینی وجود دارد که شاید بهتر باشد آن را روش فهم عینی یا منطق موقعیتی بنامیم. این روش عبارت است از: تحلیل موقعیت اجتماعی اشخاص فاعل. به عبارتی فهم عینی تشخیص این امر است که آن فعل به نحو عینی با آن موقعیت متناسب است. باید یادآور شد که هرچند این روش، روشی فردگرایانه است اما روانشناسانه نیست؛ زیرا تمام عناصر روانشناختی را حذف میکند و به جای آنها از عناصر موقعیتی عینی بهره میگیرد. تحلیل موقعیتی، تحلیلی عقلانی و در تجربه نقدپذیر است. پوپر در منطق موقعیت جهان مادییی را مفروض میگیرد که ما در آن دست به عمل میزنیم: منابع مادییی که در اختیار داریم و دربارهشان چیزهایی میدانیم، موانع مادییی که سراغ داریم و اغلب دربارهشان چیز زیادی نمیدانیم و این جهان اجتماعی که از تجمع سایر افراد پدید آمده است که ما درباره اهداف آنان اندکی میدانیم. همچنین نهادهای اجتماعی را نیز مفروض میگیرد که این نهادها تمام واقعیات اجتماعی جهان اجتماعی را در برمیگیرند. برای نمونه میتوان فروشگاه خواربارفروشی یا یک موسسهی دانشگاهی یا نیروی پلیس و یا حتی ازدواج را نام برد. اما این نهادها نیستند که دست به عمل میزنند، بلکه تنها افراد هستند که در نهادها ، برای نهادها یا از طریق نهادها دست به عمل میزنند. روش منطق موقعیتی در عین حال دارای یک جنبه تفسیری یا هرمنوتیکیست که تحلیلگر باید در یک تراز از تحلیل، مسایل را آنگونه تحلیل کنند که برای کنشگر اصلی رخ میدهد. اما این موجب از دست رفتن عینیت و سقوط به ورطهی نسبیگرایی یا ذهنگرایی نمیشود؛ زیرا تحلیلگر تحلیل خود را تنها بر تصورات کنشگر مبتنی نمیکند، بلکه شرایط را نیز، خواه محیط فیزیکی و خواه محیط اجتماعی، ارزیابی میکند؛ زیرا گاهی ممکن است کنشگر خود نتایج را به درستی ارزیابی نکرده باشد. در نتیجه تحلیلگر با درنظر گرفتن هدف کنشگر و مفروض گرفتن حد معینی از دانستهها و معلومات برای او و همچنین توصیف شرایط و موقعیت فیزیکی و اجتماعی، در حد امکان به تبیین رفتار کنشگر میپردازد. در درک عمل کنشگر باید اصل عقلانیت را نیز در نظر گرفت؛ زیرا کنشگران در شرایط مختلف بر مبنای فهم خود از موقعیت به گونهای عقلانی که متناسب با اوضاع و احوال است عمل میکنند و تحلیلگر باید فهم عقلانی رفتار کنشگر را کشف کند. بنابراین در روش تحلیل موقعیت میتوان با بازسازی عقلانی شرایطی که در آن کنشگر برای حل مسایل مورد نظر خود اقدام میکند، رفتار کنشگر یا زنجیره حوادث یا معنای متون را فهم و تبیین کرد. برای روشنتر شدن قضیه مثالی میآوریم. فرض کنید فردی به نام ریچارد که یک عابر پیاده است قصد دارد سوار قطار شود به همین دلیل باید از عرض یک گذرگاه شلوغ که پر از وسایل نقلیه است عبور کند. قصد ما تبیین حرکات ریچارد در عبور از گذرگاه است و عناصر مربوط به موقعیت عبارتند از: عوامل فیزیکی مانند اتومبیل های پارک شده و یا در حال عبور، عابرین دیگر و همچنین قوانین و نهادهای رفت و آمد مانند پلیس، چراغهای راهنمایی، خطکشی و دیگر نهادهای اجتماعی از این قبیل. حال برای تبیین حرکات ریچارد باید نخست اهداف معینی را به ریچارد نسبت دهیم؛ برای نمونه عبور با شتاب از گذرگاه. در گام بعدی باید به او عناصر معینی از معرفت را نسبت دهیم؛ مانند معرفت نسبت به نهادهای اجتماعی که او را قادر میسازد چراغ راهنمایی یا فرمانهای پلیس را تفسیر کند. بنابراین ما فقط به اطلاعات یا معرفتی که به موقعیت مورد نظر مربوط است توجه میکنیم نه به عوامل روانشناختی. به این ترتیب تحلیل موقعیت دربرگیرندهی برخی عوامل فیزیکی، بعضی نهادهای اجتماعی و برخی عناصر معرفت است. با این نحوهی تحلیل از موقعیت اجتماعی ما قادر خواهیم بود حرکات ریچارد را پیشبینی یا تبیین کنیم. این روش تحلیل موقعیت پوپر با چنین انتقاداتی مواجه شد: 1- اصل عقلانیت بیان شده در این روش دارای ابهامهای فراوان و حتی تعارضهای ظاهری است. 2- روش منطق موقعیتی با دیگر روش پوپر یعنی ابطالپذیری سازگاری ندارد. 3- آنچه در صحنههای اجتماعی رخ میدهد ممکن است کاملا تابع قانونها کلی یا تحت تاثیر نهادها و ساختارهای قدرتمند باشد و ربطی به کنشگران، نیتها و شرایط آنان نداشته باشد. 4- نامناسب بودن رهیافت تحلیل موقعیت برای بررسی نتایج ناخواسته کنشها. 5- نبود رابطهی مشخص میان اهداف و اطلاعات از یک سو و کنشها از سوی دیگر در حوزه علوم انسانی. 6- ارایه نکردن تبیینی علی برای امور اجتماعی. 7- فقدان محتوای درخور توجه برای کمک به محققان در علوم تجربی(در حالی که پوپر معتقد به وحدت روش تبیین در علوم است). منابع: پوپر، ک. ( 1384). اسطوره چارچوب در دفاع از علم و عقلانیت ، ترجمه علی پایا ، تهران : طرح نو. پایا ، ع.(1382). ابهام زدایی از منطق موقعیت، نامه علوم اجتماعی، 21، 301-271.
|
![]()
و از آنها مدام سوال
بایگانی زمانیمهر 1388شهریور 1388 مرداد 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 نوشته های پیشینمطالعه ی فرهنگیِ مطالعات فرهنگیکافه نشینان
هاله میرمیری
ارغنون
سر میز بزرگان |