تبليغاتX
کــــــافه مُطــــال


















کــــــافه مُطــــال

پاتوق مطالعات فرهنگی دانشجویان علم و فرهنگ

 نیلوفر انسان

هر جا جمعی بوده و سخنی از جنسی که نه، جنسیتی کردن امور به میان آمده است، امر خرید و پرسه­زنی در مراکز خرید بزرگ را امری صرفا زنانه دانسته­اند و با این برچسب همیشگی سر و ته قضیه را هم آورده­اند که "زنها بی­جهت پرسه­زدن در مراکز خرید را دوست دارند". اما آیا واقعاً آن طور که می­گویند، زنان صرفا شیفته­ی پرسه­زدن در این مراکز هستند؟ زیگموند باومن که معتقد است مراکز خرید، جهان را براي زندگی پرسه­زن ایمن مي‏سازند و سعی دارند تا  پرسه­زنی را از خیابان­ها به فضاهای سرپوشیده ببرند. فضاهایی که احتمالا به دلیل امن­تر بودنشان زنانه­تر شده­اند، تا نیاز زنان به محو بودن در میان جمعیت و دیده نشدن از آن طریق برآورده شود. اگر چه هیچ­گاه پرسه در مراکز خرید، پرسه در شهر نمی­شود!


باقی متن را بخوان

+ نوشته شده به روز جمعه بیست و هشتم فروردین 1388به گاه 11:42 قبل از ظهر به قلم کافه چی | |

 روزبه آغاجری

یک سوال هست: آیا مساله صرفاً به این بر می‌گردد که در روندِ دگرگونی ابژه‌های نسلی جوان‌ها، در این مرحله‌ی خاص، جوان‌ها هنوز نتوانسته‌اند ابژه‌های نسلی خود را با قطعیتی درخور برسازند؟ یا این‌که مساله، ناقطعی‌بودنی در خودِ همین برساختنِ ابژه‌های نسلی­ست؟

اصطلاح ابژه‌های نسلی، دربردارنده‌ی نوعی بدفهمی است. آن مرزِ قاطعی که این مفهوم میانِ خواسته‌ها، آمال و داشته‌ها و نداشته‌های نسلِ پیشین و نسلِ تازه‌پا می‌کشد، ما را به کژراهه می‌برد. این‌جور پنداشته می‌شود که گویا ابژه‌های نسلی نسلِ تازه‌پا از ”هیچ“ بر می‌آیند. آن ”مشت‌های گره‌کرده“ که قرار است به‌تمامی ابژه‌های نسلی نسلِ پیشین را دور بریزند و از نمی‌دانم‌کجا ابژه‌های نسلی خود را بیافرینند، با چنین روی‌کردی، دستِ آخر کاری نمی‌کنند جز بازگشتنی مضحک به همان ابژه‌هایی که قرار بود، دورشان بیندازند...


باقی متن را بخوان

+ نوشته شده به روز پنجشنبه بیستم فروردین 1388به گاه 11:44 بعد از ظهر به قلم کافه چی | |

 هاله میرمیری

این روزها درِ هر خانه­ای را که بزنید، هیچ­کس تعجب نمی­کند که چرا بعد از عهدی به یادشان افتاده­اید، کلون یا آی­فون تصویری کلبه­ی درویشی­شان را فشرده و راهی به اشتباه گم کرده­اید. هرکجا که می­روید، نیش همه، به زور هم که شده، تا بنا گوش برای­تان باز است. انگار نه انگار که تا لحظه­ای پیش(به محض شنیدن صدای زنگ در) داشته­اند در دل خدا خدا می کرده­اند که این دیگر آخرین­شان باشد. هر کسی بالاخره تمهیدی به کار برده تا این صورتِ زرد از گرد و خاک سال گذشته را، به طریقی سرخ کند...


باقی متن را بخوان

+ نوشته شده به روز جمعه چهاردهم فروردین 1388به گاه 10:17 بعد از ظهر به قلم کافه چی | |

  گردآورنده و ترجمان: نیلوفر انسان

آثار آدورنو، که از اعضای مکتب فرانکفورت است، خارج از محیط آکادمیک چندان شهرتی ندارند. اما اندیشه­هایی که او برای­شان جدل می کرد، بسیار گسترده بودند و پس از پایان استالینیسم در روسیه در سال 1989، از ظهور مجدد آنها استقبال شد. برای برخی او یک نظریه­پرداز نوآور مارکسیست است؛ قهرمانی ضد هیتلر و استالین. او نقدی رادیکال از تاثیرات سرمایه­داری بر فرهنگ و روان­شناسی طبقه­ی کارگر ارایه کرد که چرایی ریشه­داربودن استالینیسم و فاشیسم آلمانی در رهبران کارگری را توضیح می­داد، و نیز این که چرا تلاش­ها در توسعه­ی جوامع سوسیالیست با شکست مواجه شدند. برخی بدبینی او را به ویژه نسبت به طبقه­ی کارگر متقاعدکننده می­دانند ـ «ایداولوژی توهمی است که از لحاظ اجتماعی ضروری است»، به ویژه وقتی که این بدبینی با سرنوشت­گرایی فرویدی درباره­ی قدرت­های سرمایه­داری رسانه­های جمعی مرتبط می­شود ـ چیزی که آدورنو آن را "صنعت فرهنگی و آگاهانه" می­نامد...


باقی متن را بخوان

+ نوشته شده به روز یکشنبه نهم فروردین 1388به گاه 6:7 بعد از ظهر به قلم کافه چی | |

 

      درهای سال باز می­شود       هم­چون درهای زبان       بر قلمرو ناشناخته­ها.

      باید نشانه­ای اندیشید       دورنمایی ترسیم کرد       طرحی افکند

                                                                                                     بر صفحه­ی مضاعف روز و

                                                                                                                                             کاغذ.

      فردا می­باید        دیگر بار

      واقعیت این جهان را بازآفرید...

                                                  (اکتاویو پاز، ترجمه: احمد شاملو)

 

+ نوشته شده به روز شنبه یکم فروردین 1388به گاه 10:23 قبل از ظهر به قلم کافه چی | |