|
کاوه اکبری تیکتاک را میبینم. برنامهی قشنگیست. دوتا دوتا، آدمها مینشینند در یک کافهی هوسانگیز(نه به از کافهی خودمان)، و ما نظارهگر معجون زیبایی از حرف و موسیقی و تصویر و انواع نوشیدنیهای رشکآوری میشویم که آنها میخورند. فضای برنامه به قولی جشنوارهایها معناگراست و به قول عادل پرمغز. بیشتر بحثها حول هویت شکل میگیرد؛ خواه میهمانان بازیگر باشند یا زبانشناس و خواه شاعر باشند یا روانشناس. گاهی وقتها به فراخور همآهنگی و نکتهدانی و از همه مهمتر شخصیت کافهنشینان، گفتوگوها واقعا جذاب و دیدنی میشود، به ویژه در این قحطی بازار برنامهی خوب. در کل میپسندماش. دستشان درد نکند. با این حال یکی دوباری پیش آمده که حرص من بدجوری دربیاید...
گردآورنده و ترجمان: نیلوفر انسان پایان دههی 1960 عصر جنبشهای آرام دانشجویی بود. دانشجویان در دانشگاهها اعلامیه مینوشتند، بحث میکردند و بر علیه جامعهی بورژوایی و برای استقلال در تصمیمگیری تظاهرات میکردند. زنان دانشجو نیز فعالیتهای خود را افزایش داده بودند. آنها در همان سازمانهای مشابه، دین خود را به جنبش نوپای دانشجویی ادا میکردند؛ برای پسران دانشجو غذا میپختند، دست نوشته تایپ میکردند و از کودکانشان مراقبت میکردند. هنگامی که زنان دانشجو تلاش میکردند تا توزیع ناعادلانهی کار میان دو جنس را در برنامهی عملیاتی سازمان خود مورد انتقاد قرار دهند، دانشجویان دیگر ساکتشان میکردند. خواستهی آنها غیرسیاسی بود، نبردی فرعی برای برقراری تساوی میان دو جنس محسوب میشد و در صورتی که مشکل قدرت اصلی در جامعه طبقاتی حل میشد، این مشکل نیز به خودی خود رفع میگشت...
هاله میرمیری از در که وارد میشوی تنها صدای جیغ و سوت و خندههای پرصداست که میآید. خندههایی که نمیدانی از سر کیف و لذت است یا ترس و وحشت مضاعف؛ هر طرف را نگاه می کنی یک سر نور، رنگ و آهن نقاشی شده بر سرت خراب میشود. یک طرف ریلهای آهنینی میبینی که کابینهای چهارنفره از آنها فرو میریزد. سمت دیگر کشتیِ کوچکِ آبی رنگی که وارانه می شود و آدم را معلق در هوا نگاه می دارد. از میان فریادهای گوشخراش و خندههای غلو شده تنها یک چیز به ذهنم میرسد... «آدم ها برای چه اینجا هستند؟» ؛ آمدهاند لذت ببرند یا بترسند؟ واقعا این ترنهای چهار نفرهی رنگی که با سرعت بیش از اندازه پایین می آیند و دلت را به یکباره خالی میکنند، در آدمی لذت ایجاد می کند؟ تعریف لذت چیست و با چه نکات روانکاوانهای پیوند دارد؟ واقعا باید هرآنچه لذتبخش است به صورت انبوه و یکسان تولید شود و همگان با آمدن به شهربازی، چرخیدن، سرخوردن و معلق ماندن لذت ببرند؟ متولیان صنعت سرگرمی که اینگونه فکر می کنند....
• اگر کارکرد قدرت فقط سرکوب بود، اگر قدرت تنها به وسیله سانسور، حذف، حبس، به حاشیه راندن برطبق یک نوع فرا-من قدرتمند کار می کرد، اگر فقط به شیوهای منفی اعمال میشد، بسیار شکننده بود. اما قدرت قوی است، چون تاثیرات مثبت هم در سطح میل و هم در سطح دانش بهوجود می آورد ... • در «مراقبت و تنبیه» شما نظام سیاسی را تشریح می کنید که بدن پادشاه در آن نقش مهمی بازی می کند؟ فوکو: در جامعهای مانند جامعه قرن هفدهم پادشاه تمثیل نیست، بلکه یک واقعیت سیاسی است: حضور فیزیکی وی برای جریان سلطنت ضروری بود ...
یان فرگوسن(Iain Ferguson)
چکیده · دیدگاه پست مدرن در سیاست اجتماعی نمایندهی شکافی میان دریافتهای مادی و هنجاری انضباطی است. · پست مدرنیزم مفهومی متضاد است که سه جنبهی مدرنیزم را به چالش میکشد: Modernisation، Modernism (ادبیات و هنر) و Modernity. · در سیاست اجتماعی، رویکرد پست مدرن، هم به دنبال توضیح تحولات اجتماعی جاریست و هم درصدد فراهم آوردن بنیانی برای برای دیگر رویکردهای انتقادی در مورد رفاه اجتماعی. · مخالفتهای تاریخی، سیاسی و فلسفی مهمی با پست مدرنیزم وجود دارد، چه در چارچوب تفسیری و چه در زمینهی فعالیتهای آزادانه. مفهوم "روشنگری رادیکال" راه جدیدی برای درک و شناخت مواضع گروههای ستمدیدهی اجتماعی فراهم میآورد. سرآغاز پست مدرنیسم بر پایهی رد رویکردهای مادی و هنجاری برای درک زندگی اجتماعی شکل گرفت. پست مدرنیزم هستیشناسی خود را با زبان آغاز میکند و میگوید: خارج از محدودهی زبان هیچ حقیقت یا واقعیت عینی جود ندارد. تنها گفتمانها و روایتهای مختلف، شیوههای مختلف احساس جهان، که هیچ کدام معتبرتر از دیگری نیستند، وجود دارند. با رد بحث پیشرفت در اندیشههای روشنگری قرن هجدهم و به ویژه نظریههایی که میخواهند جهان را به عنوان یک تمامیت واحد عرضه کنند(فراروایتها و کلان روایتها)، پست مدرنیزم کار خود را از "شک به فراروایتها" از دید هنجاری آغاز کرد...
لیلا بنگران كارل پوپر، فيلسوف اتريشیتبار مقيم انگليس، منطق موقعيت يا تحليل موقعيت را به منزله يك ابزار روششناسانه براي علوم اجتماعي و انساني معرفي كرده است. برای آشناتر شدن با این رهیافت ابتدا به بیان کلی دیدگاهای او میپردازیم. پوپر با بیان مسایل متفاوتی درباره علم و جهل و با اشاره به اینکه هر علم یا معرفتی سرآغازی دارد معتقد است که در علوم اجتماعی نقطه آغاز همواره یک مساله است و مشاهده تنها برای آشکار ساختن مساله کارساز است. هر مساله از نوعی معرفت برمیخیزد؛ بنابراین مسبوق به معرفت است و مقصود از معرفت ، معرفت مسالهآفرین یا متکی به حدس و گمانهزنی و نظریهپردازی است...
کنار هر منبع مهم تر علامت * گذاشته شده و در کنار منابع معرفی شده ای که اساتید دیگر هم تاکید کرده اند علامت ** هست. 1.هرمنوتیک مدرن-گرداوری و ترجمه بابک احمدی / مهران مهاجر / محمد نبوی 2. محمد ضمیران . هنر و زیبایی 3.پل پیتون. دلوز واحد سیاسی. ت محمود رافع ......
بث ویدوسان(Beth Widdowson) ترجمان: کاوه اکبری · معنای پساساختارگرایی و تحلیل فرهنگی. . چگونه "چرخش فرهنگی" در علوم اجتماعی نگاه ما به رفاه اجتماعی را دگرگون کرد. · چگونه سرنخهای اصلی تحلیلهای پساساختارگرایی فوکویی ـ قدرت، دانش و گفتمان ـ فرآیندهای پیچیدهای که سیاست اجتماعی از میان آنها برساختهمیشوند را آشکار کرد. · چرا و چگونه تحلیلهای فرهنگی به بسط قلمرو سیاست اجتماعی میپردازند. · چالشها و تنشهایی که پساساختارگرایی بر تحلیلهای سیاست اجتماعی اعمال میکند. کلیدواژهها: چرخش فرهنگی، فوکو، پساساختارگرایی، دولت رفاه، مارکسیزم، گفتمان سرآغاز تعریفِ معنای دولت رفاه کار سادهای نیست. که اگر بود میتوانستیم تمام بحثهای پیچیدهای که در آنها دولت رفاه معنا مییافت را با صفات برترینی چون قطعیترین، مورد توافقترین، علمیترین و ... به سرعت بپیماییم. اما اشکال معنا ثابت نبودن آن است. معناها تغییرپذیر و چالشبرانگیزند. این همان حس ژرف "بستگی دارد منظورتان از دولت رفاه چه باشد" است در حالی که معنای عبارت "دولت رفاه" نه ثابت است و نه بیچالش. این نقطهی ورود به چرخش فرهنگیست. این گفتههای کلارک (Clarke, 2004:18) به خوبی ویژگی وهمآلود دولت رفاه را نشان میهند و کلارک با این باور که دولت رفاه "واقعیتی در درون خود" است مصاف میدهد و ما را تشویق میکند تا به آن به چشم برساختهای از معنا و تفسیر بنگریم. این نکته شاید به نظر دور از عقل و نامتجانس با تجربههای روزمره باشد. تجربههایی که از راه ارتباطها و پیوندهای گوناگون با دولت رفاه شکل دادهشدهاند و همگی بر طبیعت حقیقی آن صحه میگذارند. اما اگر برای لحظهای درنگ کنیم خواهیم دید که آنچه به عنوان دولت رفاه خودنمایی میکند تنها از خلال تفسیر یا دانش معنادار میشود و به جنبههایی از تجربهها و هویت شخصی ما تکیه دارد. مثلا شاید معلولان به دولت رفاه نگاهی متفاوت از آنان که سالم تلقی میشوند داشته باشند، یا ممکن است گروههای اقلیت برداشتی دیگرگونه از دولت رفاه داشتهباشند تا گروههای اکثریت. پیر، جوان، همجنسخواه، دیگرجنسخواه، زن یا مرد و ... نیز هر یک جداگانه به برداشت و تفسیر ما از دولت رفاه شکل میدهند.
هاله میرمیری پروراندن نیروی کار و سوژههایی که بتوانند چاله چولههای ساحت نمادین ما را پر کنند، قصه تازهیی نیست. از همان ابتدا وقتی می خواهی یک سر و گردن از دیگران بالاتر باشی، هنگامی که قصد میکنی از مقطع کارشناسی به کارشناسی ارشد گامی برداری، باید در کنکوری شرکت کنی که منتها علیه برگزاری آن پروراندن نیروهایی است که بتوانند کمر همت خود را برای ارتقاء اهداف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه کنونی بربندند.اینچنین می شود که اگر رشتهیی یا سنت آکادمیکی، سخن از لایههای زیرین تفکر اجتماعی به میان آورد و ردپای خود را آرام آرام در بطن جامعهیی گذاشت که سویههای اندیشه مأبانهاش مدتی است از آن رخت بر بسته ، محکوم به مرگ می شود.جامعه ای که دیر زمانی است با رخوت و سستی خو گرفته است . این جامعه ایدئولوژیک و مکتب محور را چه به بررسی ملغمهیی به نام فرهنگ؟ اصلا مگر مهم است که مختصات فرهنگی جامعه به چه سویی میل میکند؟ سبک زندگی مردم چیست؟ نهاد قدرت چه تأثیری در شکلدهی این سبک زندگی دارد؟!
|
![]()
و از آنها مدام سوال
بایگانی زمانیمهر 1388شهریور 1388 مرداد 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 نوشته های پیشینمطالعه ی فرهنگیِ مطالعات فرهنگیکافه نشینان
هاله میرمیری
ارغنون
سر میز بزرگان |