|
دکتر عباس کاظمی* منبع: http://kazemia.persianblog.ir چگونه می توان از خلال مفاهیم پایه ای که مطالعات فرهنگی برای بررسی موضوعات مورد مطالعه اش بکار می گیرد به خود مطالعات فرهنگی نظر انداخت؟ در اینجا فرصت بحثی مبسوط نیست بلکه صرفا به برخی از مهمترین مفاهیمی که از طریق آن می توان درباب مطالعات فرهنگی سخن گفت اشاره می کنم[1]
نیلوفر انسان منبع: انسان شناسی و فرهنگ گندم از خانواده ای متمول است که پدرش از خان های دوران پهلوی بوده و املاکش پس از انقلاب توقیف شده اند . دختر دیگر که نام او در داستان ذکر نمی شود نیز پدرش زمین دار بوده است و او نیز بنا بر اتفاقاتی زمین های خود را از دست داده است . این دو دختر تا آنجا که از زبان راوی داستان می شنویم به نحو غریبی از لحاظ ظاهری شبیه به یکدیگرند اما در باطن این گونه نیست.هر دو نیز عاشق پدرهایشان هستند . دختر بی نام قصه در میانه دهه 30 سالگی زندگی خود دچار آشفتگی های ذهنی است که جهت بهبود آنها به روانشناس مراجعه کرده است . او 8 سال است که با گندم قطع رابطه کرده و خود را وقف زندگی و روزمرگی های خویش کرده است. یعنی درست از زمانی که ازدواج کرده دیگر گندمی را که نشاط زندگی اش بوده ندیده است . حالا او که در شلوغی های شهر تهران ، شهری که زیر تبلبغات دنیای مدرن ، شعارهای رسانه ای و عقلانیت بی حد و حصر شهری در حال له شدن است ، به دنبال گندمی است که حلقه پیوند او با گذشته ، دوران خوش جوانی و زاهدان است .
مراد فرهادپور منبع: مجله اینترنتی رخداد 1- مردم ایران بار دیگر به پا خاستهاند. جنبش 22 خرداد آنچنان آشکارا سیاسی است که به راحتی میتوان بر اساس آن، و با گوشه چشمی به برخی نوشتهها و گفتهها و رخدادهای سیاسی چهار سال گذشته، این حقیقت را بار دیگر تکرار کرد که: آری مردم فکر میکنند؛ که سیاست یعنی خطر کردن، باور کردن، دفاع کردن، و بسط حقیقتی معین در وضعیتی معین، هرچند که این حقیقت در چارچوب زبان و معرفت مسلط و رسمی چیزی است بیانناپذیر و ناشناختنی و نهایتاً ناموجود و "ناچیز" (خارجی، حاشیهای، رسانهای، شمال شهری)؛ که فرایند سیاسی "چیزی" است فراتر از منافع، مطالبات، هویتها، و تفاوتهای خاص یا جزیی؛ که سیاست بدون سرکوب تفاوتها حقیقتی کلی را دنبال میکند و با این کار هر فرد و هر گروهی را دو نیم کرده، در برابر انتخابی میان امر کلی و منافع جزئی قرار میدهد.
منبع: مرکز تحقیقات و مطالعات رسانه ای همشهری بونی نورتون پیرس (Bonny Norton Peirce)/موسسهی مطالعات آموزشی اونتاریو ترجمان: کاوه اکبری گرچه پژوهش کمّی در زمینهی آموزش و یادگیری زبان، جایگاه ویژهای دارد، اما پرسشهایی که در این مقاله مطرح می شود نشان می دهد که برخی از مسایل در آموزش زبان را نمی توان صرفاً با اتکای بر آموزه های آماری مورد بررسی قرار داد. تاکید این مقاله بر آن است که آموزش و یادگیری زبان نیازمند بکارگیری نظریهی روششناختی جامعتری است تا بتواند افق های گسترده این حوزه را مورد شناسایی قرار داده و موجبات حرکت رو یه جلوی آن را فراهم آورد...
اگر چکشی میداشتم صبح میکوبیدم شب میکوبیدم در سراسر کشور بیدار در برابر خطر ما باید متحد شویم برای دفاع از صلح اگر ناقوسی میداشتم صبح مینواختم شب مینواختم در سراسر کشور بیدار در برابر خطر ما باید متحد شویم برای دفاع از صلح اگر ترانهای میداشتم صبح میخواندم شب میخواندم در سراسر کشور بیدار در برابر خطر ما باید متحد شویم برای دفاع از صلح اکنون مرا چکشی هست و ناقوسی و ترانهای برای خواندن در سراسر کشور
چکش عدالت و ناقوس آزادی و ترانهی صلح ترانهی صلح ترانه: ویکتور خارا/ترجمه: احمدشاملو
مریم بیرمی شاید خانه همان قصهی همیشگی آرامش و محبت باشد، یا قصههای بیغصه پدربزرگ و مادربزرگ؛ غذاهای خوشمزه، مهیمانیها، شب یلدا و عید نوروز؛ مهر مادری یا شاید هم پدری؛ شاید خانه جایگاه اولینها باشد. اولین تجربه، اولین نگاه، اولین تولد، اولین قدم، اولین مثلا عشق، اولین خنده... شاید خانه یک پناهگاه باشد؛ پناهگاهی امن برای یار دبستانی که خسته از نامردیهای روزگار و شاید کتکهای راه مدرسه، کلاس بالاییها با چشم گریان و دل لرزان بدان میشتابد... الهام نظری وقتی به جایی به نام خانه میاندیشم سوالاتی در سرم به جریان میافتند که: آیا خانه متعلق به من است؟ آیا قلمروییست برای من؟ آیا مامنی شده برای رهایی از هر آنچه که سخت و استوار است؟ آیا آن هم فقط جایگزینی است در مقابل محیط برون، تا ساعتی از شبانه روز را در آن بگذرانم؟ یا که خانه، خانهی من است برای من؟ نمی دانم!
هاله میرمیری روز-داخلی- ساعت هفت صبح: کتابهای رویهم ریخته، دیوارهایی که با سخنان مهم کاغذ شدهاند، مشکی که آرام در گوشهای میسوزد و عطرش، بوی کندر خانه مادربزرگ را میدهد. ساعتی که دایرهاش کوچک است... درست بهاندازهی نعلبکیهای زمان فتحعلیشاه، که تنها میتوانستند استکانهای کمرباریک را بر خود جای دهند. پنجرههایی که پیشتر میتوانستی از پشتشان دنیا را چندرنگ ببینی و حالا شدهاند یک سطح صیقلی و صاف که دنیا را همان رنگی که هست بازمینمایانند. نه روشنتر و نه تیرهتر... حیاط بیحوض است. .ماهیهای قرمز کوچک هم نیستند که وقتی هندوانه را با ذوق در آب میاندازیم، هریک بهوری خیز بردارند. صفحهای هم نمیچرخد و سکوت تنها صدایی است که مانده و تنها صدایی که می ماند........... فید اوت.
نیلوفر انسان خورجین خاطرات را که زیر و رو میکنم تا دنبال معنایی از خانه بگردم که روایتپذیر باشد، به جز آرامش و راحتی در خانه شخصیمان، که تجربههایی غیر تاریخیاند، چیز دیگری به ذهنام نمیرسد. احساس تعلق به هیچ خانهای نداشتم و از هیچ خانهای خاطرهی پررنگی در ذهنام نیست. احساس میکنم که خانهی پدری(و البته مادری!) به معنای خانهای که خاطرات کودکی در آن رقم خورده، برایام تهی از هرگونه معنایی است... مارال فرخی قرار است چند خطی دربارهی "خانه" بنویسم و دربارهی اینکه چه معنایی را در ذهنم تداعی میکند... وقتی داشتم فکر میکردم که چه بنویسم و از کجا شروع کنم یاد نقاشیهای دوران کودکیام افتادم که عنصر اصلی بیشترشان خانهای بود پشت به کوههایی که خورشید خانوم از بالایاش میتابید... حالا هم وقتی به "خانه" فکر میکنم تصویری کمرنگ از خانهای رویایی در ذهنم شکل میگیرد و لحظه به لحظه پررنگتر میشود...
Babak Amini Memetics has become a popular and widely-used concept/method in many areas, including cultural studies. However, I believe Memetics has some fundamental methodological problems. In this article, I have tried to show some of my main concerns regarding this methodological movement. Memetics uses the fact that Darwinian evolution is merely an abstract algorithm that can be applied to anything as long as it meets three main criteria (explained in details bellow). Memetics, is a form of theories of cultural evolution which tries to show a strong analogy between how genes evolve and how memes, defined as the units of culture, evolve. I have tried to show that drawing such a strong analogy, which is the defining characteristics of Memetics, is a mistake.
الهام نظری امپراتوری نشانهها نویسنده: رولان بارت ترجمان: ناصر فکوهی تهران؛ نی؛ 1384 امپراتوری نشانهها، نوشتهی رولان بارت در سال 1970 در پاریس و در سال 1383 با ترجمهی ناصر فکوهی در ایران منتشر شد. شاید بتوان گفت که بارت در این کتاب با نگاهی انسانشناختی به توصیف ژاپن پرداخته است. البته گفتن این نکته حایز اهمیت است که بارت هیچ وقت خود را انسانشناس نمیدانسته؛ ولی تمایل بارت به روزمرگی، به لحظات ساده و پیش پا افتاده، به اشیا و نشانه ها، بی شک از نوعی نگاه انسانشناسانه در او ریشه میگیرد. نگاهی که بارت در دیدن ژاپن و نوشتن این کتاب به کار برده است.
|
![]()
و از آنها مدام سوال
بایگانی زمانیمهر 1388شهریور 1388 مرداد 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 نوشته های پیشینمطالعه ی فرهنگیِ مطالعات فرهنگیکافه نشینان
هاله میرمیری
ارغنون
سر میز بزرگان |